هیس، دخترها فریاد نمی زنند...

 

یک: ده روزِ جشنواره با تمام سختی ها، کار زیاد، بی نظمی های بی حد، فیلم های بد و بی خوابی های مداومش تمام شد. بی انصافی اگر نکرده باشم جز چند فیلم که تعدادش از انگشت های یک دست هم بیشتر نمی شود، چیزی در جشنواره امسال ندیدیم و هر روز، بعد از هر سانس که از سالن خارج می شدیم، نگاه پرسشگرانه ای به هم داشتیم و سری تکان می دادیم برای سینمایی که در آن حتا دیگر امیدی به داریوش مهرجویی و بهرام توکلی هم نمی توان داشت.

دو: به ترتیب روزهای اکران در برج میلاد؛ روز روشن، تنهای تنهای تنها، خسته نباشید، دهلیز، استرداد و شاهکار جشنواره امسال، هیس دخترها فریاد نمی زنند فیلم هایی بود که دوست داشتم و بیشتر دوست داشته شدند توسط همکارانِ روزنامه نگار و دوستان منتقدم؛ امیدوارم از شروع سال جدید به دور از دعواهای این روزهای سینما، فرصت اکران مناسب را پیدا کنند تا بعد از  فیلم هایی که با هزینه های بالا و بازیگران بزک کرده که هیچ پیامی برای مخاطب ندارند، شاهد فیلم های خوب باشیم.

سه: آخرین فیلمی که در کاخ جشنواره امسال به روی پرده رفت، اثر پوران درخشنده با نام" هیس دخترها فریاد نمی زنند " بود که با استقبال بی نظیر و غیرقابل تصوری روبه رو شد. بماند که بیش از نیمی از افرادی که در برج میلاد برای دیدن این فیلم حضور داشتند نه سینماگر بودند نه از اهالی رسانه که مشکلاتی هم برای اکران این فیلم خوب به وجود آوردند. اما من بی نظیرترین فیلم جشنواره را در حالی دیدم که زانوهایم در تمام مدت می لرزید. باید تمام قد احترام گذاشت به بانوی سینمای ایران و جسارت مثال زدنی اش برای ساخت این فیلم.

چهار: حواستان جمع دخترهایتان باشد، حواستان برود پی روزگارشان از همان روزهای اول. دل بدهید به حرف ها و درد دل های گاه و بیگاهشان. حواستان باشد مبادا زیر گوشش زمزمه کنید " هیس "، که از ترس حرف هایشان ناگفته بماند ته دلشان. شما را به خدا حواستان باشد. آهای شمایی که دختر دارید، شمایی که فرشته های خدا را به امانت گرفته اید برای زندگی؛ مبادا از بچگی مدام برایشان بخوانید " هیس، دخترها فریاد نمی زنند" که از ترس هایی که خودمان با دست خودمان درست کردیم دیواری بسازند از جنسِ " تابویِ آبرو ". حواستان باشد، آبرو فقط حرف و حدیث همسایه نیست، مبادا این تابوی آبرو را با آرامش دخترهایتان طاق بزنید. با شما هستم، بگذارید دخترها حرف بزنند، بدوند، زندگی کنند، بگذارید دخترها فریاد بزنند...

 

پ.ن1: به محض اکران، اولین نفرهایی باشید که این فیلم را می بینند.

پ.ن2: حواستان جمع دخترک های دورُبرتان باشد، به هرکسی اعتماد نکنید.

پ.ن3: دختر داشتن سخت است در دنیایی که مردانگی کم رنگ است.

/ 8 نظر / 67 بازدید
Narjes

چقدر من دلم میخواد این فیلم رو ببینم... همچین اسمش هم به دلم نشسته... .کاش مام تهران بودیم[ناراحت]

سوگند

سلام چقدر داغونم ...چقدر حالم بده..چقدر دلتنگم...سمیرا دعام کن زیاد..[دلشکسته][گریه][گریه][گریه]

هستی

هیچ کس مث پدر و مادر نمی تونه درد یه دخترو بفهمهه

آشنا...

ماکه پایتخت نبودیم ولی خیلی تعریفشوشنیدم.تقریباکل مطلباتوخوندم.جالب بودن.اونی که درباره بابابزرگت بودروخیلی دوست داشتم(خدابیامرزدشون)من که شانس نداشتم بابابزرگامو ببینم... یاعلی...

مهدی صالح پور

خدا رو شکر که سال آینده ی سینمایی (تا بهمن ماه اینده) نیاز نیست خیلی سینما بریم! :D + باید یه فیلم بسازم: هیس! پسرها فریاد نمی زنند! هیشکی برای پسرهای بیچاره و مظلومیت هاشون تا حالا فیلم نساخته و نمیسازه!

اسما

سلام.اولین باره میام وبتون.....این پستتون ک عالی بود! پ.ن3 عالی بود!

زهرا_ض

قهری ؟!

زهرا_ض

خودتم میدونی اینطوری نیس از منم بهتر میدونی منظورم از اون کامنت چیزی کِ برداشت کردی نبود، کِ اگه بود خیلی زودتر میتونستم خیلی راحت تر و رک تر بهت بگم