دیگر از عشق هم کاری نمی آید . ...

 

نیا ...  دیگر دل به نبودنت عادتی دیرین کرده است

نیا ... بگذار که خاطره  آن روزهای شیرین  به  شیرینی عسل بماند

میدانم ..باز هم که بیایی ماندنی نیستی

هزار بار ، هزاران هزار بار هم که بیایی ... برای من نمی مانی ...

دلت جای دیگریست آخر ...

حکایت تو برای من ، حکایت همان پرنده ایست که اگر دلش نباشد هزار قفس هم بسازی باز میپرد ...

قصه، قصه اجبار نیست، حرف، حرفِ دل شیداست ...

و تو چه میدانی شیدایی چیست !

روزگاری از میان آواز چلچله ها، سرود باران برای هم آغوشی با زمین

از میان فریاد مجنون به عشق لیلی؛ من فقط صدای پای تورا عاشقانه می شنیدم ...

صدای پای تو از هر آوازی برای من خوش آهنگ تر بود .

نه ... دیگر نیا ... بگذار نداشتن یک هم نفس فقط برایم حسرتی شیرین باشد !!!

تا همنفسی که شیرینی را برایم به حسرت تبدیل کند .

میخواهم خود را زندانی عادت ها کنم ...

زندانی عادتهایی که بوی تعفن میدهد ، بوی ناه کوچه بی عبوری که خوابش برده ...

میخواهم برده عادت های غلط ، شوم ، یا نمیدانم ... هر چه که تو اسمش را میگذاری بشوم ...

اما تو دیگر نیا ...

دیگر از عشق هم کاری نمی آید . ...

 

پ.ن1: لا به لای زمزمه هاتان، من گم نشوم کاش!

پ.ن2: کم کم به خیزش عروسک ها داریم نزدیک میشویم.

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انجمن فرزانگان کویر

با سلام و ان گاه که ضیافت الهی گسترده می گردد....... و عارفانه دست به دعا برداریم مطلب طاعت و پیمان درست ار من مست که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست من همان دم که وضو ساختم ازچشمه عشق چارتکبیر زدم یکسره به هر چه که هست پذیرای نیایش های شما هستیم ........ هر روز رمضان با یک نیایش انجمن فرزانگان کویر

زهرا_ض

سلام ای داد. من این روزها خدام رو شکر میکنم ک چیزی ک میخواستم رو بهم نداد. میفهممت. همون به قول رضا صادقی گاهی دل اونقدر تنگ میشه ک گریه هم کم میاره اما نه برای کسی مهم اون تیکه اخرشه ک گریه هم کم میاره چه خوب ک نیومد سمیرا. دل تنگ ٍ.... . دل ٍ تنگ.... . ای داد. میدونی ک گم نمیشی ماهی. از خیزش نوشتم. دل خوشم به همین دعای بچه ها. میفهمی ک !

زهرا_ض

راستی یادته گفتی به معجزه عشق ایمان بیار. حالا.... امان.

دکی جون

دیروز که از کوچه میگذشتم یاد قهقهه هامون افتادم که کوچه رو پر میکرد.خودت میدونی حال و هوای این کوچه فقط دوسه سالی که مهمونش بودی خوب بود.حالا تو یه جای دیگه ای و من تو اتاق قبلی تو به خاطراتمون فکر میکنم... هوای تو به سرم زده.دلتنگتم این روزا... ×راستی یه چیزی بگم بین خودمون بمونه دوستت دارم -خیلی

زهرا_ض

سلام سوژه ی نابم برای عکاسی ردیف منتخب شاعران وسواسی سلام هوبره ی فرش های کرمانی ظرافت قلیان های شاه عباسی تجسم شب و باران و مخمل و نوری تلاقی غزل و سنگ یشم و الماسی و "ذوالفنون" شب چشم تو را سه تار زده به روی "جامه دران" با کلید "سل" "لا" "سی" دعا دعای همان روزگار کودکی است خدا تند ته دوباله، تو مال من باسی حامد عسگری

زهرا_ض

مگه امیدی هست یا درست تر این ک بگم مگه امیدی مونده؟

مهندس فرزاد عبداللهی

میدانم ..باز هم که بیایی ماندنی نیستی هزار بار ، هزاران هزار بار هم که بیایی ... برای من نمی مانی ... دلت جای دیگریست آخر ... . . . قربت کلمات در ذهن را با زبان هیچ شاعری نمیتوان سرود. قشنگ بود. [گل]

زهرا_ض

اگه خیال تو همش باهام نیس خلوتمو چرا خراب می کنن؟ چرا راننده تاکسیا همیشه دوتا کرایه رو حساب می کنن؟ اگه خیال تو همه ش باهام نیس چرا قدم زدنهامو کش می دم؟ چرا غروبا که میرم کافی شاپ میرم دوتا قهوه سفارش میدم؟ دورو برم پره از آدمایی که داد درد مشترک میزنن قصدی ندارن ولی با کاراشون زخمای کهنه مو نمک می زنن گفته بودم گریه بده واسه مرد غرور زیادش خوبه کم نمیشه مرد واسه بستن بند کفشش پاشو بالا میاره خم نمیشه.... حامد عسگری

لیلی

بی نهایت دوست داشتم این پستتونو...