شاعر شعر چشاتم...

 

برای از تو گفتن

یک ترانه و غزل کم است

باید دست به کار شوم

شاهنامه ای برای چشم هایت

انتظار تولد را می کشد...

 

پ.ن1: قراری با دلم گذاشتم، دهم هر ماه، میعادگاه.

پ.ن2: انگار خدا دارد از چشم های تو لبخند می زند.

پ.ن3: عنوان پست ترانه ای از معین.

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
s

az samira hamechi bar miyad pas shoru kon

سلام با دو تا رباعی تقدیمی به امام رضا به روزم پیشاپیش ممنون از حضور خوشگلتون

دکی جون

وقتی چشمهاش تو دلت سروری کنه،باید هم تو شاهنامه گو باشی دختر....اما.... * این روزها از هیچ چیز بجز مزه ی ٬زهرمار ٬ خودم لذت نمی برم...تلخ و گزنده !

محمد حسين

سلام خانم راهي، من هميشه نوشته هاي شما رو دنبال ميكنم. واقعا قلم خوبي داريد! ميشه بگيد راز موفقيت شما در چيست؟ راستي بازگشت غرور آفرينتون رو تبريك ميگم :))

ملیح

شاهنامه نه ... شاهنامه تلخه ... غزل بگو کوتاه اما جاودانه ...

زهرا_ض

دلمان تنگ است هم برای خودت و هم برای پست هات ک عجیب دل بی دلمو قلقلک میده ماهی .

امیرحسین مجیری

سلام. به قول قیصر: "دیگر ردیف و قافیه کافی ست/ باید به جنگ رفت!" حالا اگه از بخش جنگش فاکتور بگیریم یه جاهایی واقعن دیگر ردیف و قافیه کافی ست، باید دست به کار گریه کردن شد مثلن. موفق باشید.

رعنا شمس

جدنی؟ 9م هر ماه؟ حتا 9م خرداد؟ آخ جوووووون [نیشخند]

رعنا شمس

به محبوبه: شعر «چشم‌هایش» تخصص من‌ه؛ لطفن وارد ژانر من نشید :))