امسال از آغاز فروردین این چندمین باره که پاییزه...

 

پاییز می آید

می رود

من اما

هنوز

جایی برای رفتن ندارم...

 

پ.ن1: گیج، گنگ، چیزی شبیه ی خوابِ دم صبح.

پ.ن2: به زودی از حسِ " چشم هایی که مال توست " خواهم نوشت.

پ.ن3: عنوان پست، شعری از روزبه بمانی.

/ 28 نظر / 89 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوگند

در کـــلاس درس خــــدا؛ آن هایـــی که نالــه می کننـد، رد می شونــد؛ آن هـــایی که صبـــر می کنند، قبـــول می شونـــد؛ آن هایـــی که شکـــــر می کنند، شاگرد ممتـــاز می شوند... [ناراحت]

سوگند

هرکار میکنم چهار خط برایت بنویسم میبینم واژه ها خاک بر سر شده اند... (عباس معروفی) ......مثل همیشه چی سمیرا؟؟؟؟؟؟ اشکال نداره نگو ......مهم نیست که من بدونم مهم تویی ک هرچی هست هضمش کنی ....اینجوری باهاش بهتر کنار میای [نگران][نگران][نگران]

سوگند

گاهی برای تولد تازه راهی جز پذیرش مرگ نیست. گاهی طوفان مرگ در زندگی ما وزیدن میگیرد وتازه ما میفهمیم چه چیز ارزش حفظ کردن دارد گاهی مرگ به ما یاد میدهد زیاد به زندگی سخت نگیریم از دست دادن عزیزان یادمان میدهد چگونه باید قدر عزیزان باقی مانده را دانست.... یک بیماری لا علاج میتواند علاج بیماریهای روانی وروحی ومعنوی زندگی ما باشد

محبوبه

سمیرا... این حس پ.ن که گفتی... خود خودم بود...گنگ...چیزی شبیه خواب دم صبح... لعنتی!چقدر خوب نوشتی از این حال... و شعرت... این پست یک جور خوبی به دلم نشست سمیرا...

سوگند

برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی؛ نترس گردوی کوچک؛ آنچه سیاه می شود روی تو نیست؛ دست آنهاست ... چه خـــــــــبر ؟؟ [منتظر]

سوگند

برایم کـــف زدند در آغوشـ ـم گرفتند تایید و تشویقـــم کردند که آخر فراموشت کـ ـردم دیگر تا ابد بر لـ ـبانم لبخندی تَصنعے مهمان است اما بین خودمان باشد ، هنوز تنها دلبرکم تو هست

زهرا_ض

میشه زمستونت.زمستونم. مبارک باشه !

سوگند

آدم از یه جایی به بعد دیگه حالش خوب نمیشه !!!!!!!!!!

سوگند

گریه کار کمی ست برای توصیف نداشتنت … دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر می کنم … .

سوگند

سخت است دنیایت یک نفر باشد و تو همان یک نفر را نداشته باشی