کابوس های سور رئال...

 

حال و روز دلت که خراب باشد، آنهایی که اهل دِلند خوب می فهمند

 حتی اگر صورتت را تا حوالی چشم هایت زیر شال رنگی ات پنهان کنی

پاهایم را این روزها محکم روی زمین میگذارم

 مبادا حرمتِ لرزش زانوهایم حرام ِ چشم های نا رفیق شود...

 

پ.ن1: بعضی روزا هست که خیلی بیشتر از یه روز پیر می شیم.

پ.ن2: دل دو حرفی من؛ خیلی حـرف داره...خیـلی.

پ.ن3: این شبها یک " سمیرا " به دعاهایتان اضافه کنید.

/ 4 نظر / 59 بازدید
دیوونگی

هرگاه صدای جدیدی سلام می کند تپش قلب می گیرم! من دیگر کشش خدا حافظی ندارم مرا ببخش که جواب سلامت را نمی دهم!!...[گل]

دکی جون

نوشته هایت قدیمی اند.حس و حالت هم.....

زهرا_ض

جان دلم! خودت خوب میدونی خیلی وقت اضافه شدی. اما سمیرا خدا تو دلای شکسته خونه داره مثل دل تو منو یادت هست !

مریم توفیقی

فدای دل دو حرفی سمیرایی که نامش سنجاق شده به دعاهای این شبهام ... اشک هات رو زیر همون شال رنگی قایم کن عزیزم. نزار چشم نارفیق به اشکهات بیفته. اون اشک ها حرمت داره هر کسی نباید ببینتشون. محکم باش دختر. روزای بد میگذره ... میگذره سمیرا ...