حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت، چونانکه التهاب بیابان سراب را...

 

یک نفر باشد مثلن، فردا صبح زنگ بزند بگوید شمع بخر، با یک بغل گل رز سفید، ساعت فُلان هم مهرآباد باش، بگوید هیچ چیز با خودت نیاور که موقعِ برگشت اضافه بار می خوری، اضافه بار می خوری چون چشم هایت و قلبت روی تنت سنگینی می کند.

یک نفر باشد یک بلیط رفتُ برگشت بگیرد برای اهواز، ساعتش یک جوری باشد که غروب برساندم "گتوند"، که بگوید فراموشت نشود شالِ آبی روشنت را برداریُ من حواسم برود پیِ اینکه همیشه سر کلاس می گفت:" رنگ آبی آسمان روشنم می دارد".

یک نفر باشد که بداند وقتی آبی مقبره اش را دیدم باید ماشین را نگه دارد، بگذارد بقیه راه را پیاده بروم و هی زیر لب بخانم: "من تمامِ استخوان بودنم درد می کند"؛ که بداند باید برود دورتر، آنقد دور که صدای هق هق گریه هایم را نشود.

یک نفر باید باشد که مرا بفهمد، که بداند شش سال تمام تحویلِ سالِ نو زندگی ات طعمِ خرمالوهای گسِ نرسیده را بگیرد یعنی چه، که بفهمد شش سال تمام، عمرِ بودنُ  نبودنت به چهار روز هم نرسد یعنی چه، بفهمد این داغِ دل یعنی چه.

یک نفر باشد، حتا اگر غروبِ آفتاب گتوند را هم نشانم نداد اشکال ندارد، فردا صبح بیاید دستم را بگیرد، ببرد پیش "آیه"؛ بگذارد سفت بغلش کنم، بلند گریه کنم، بازوهایش را محکم بگیرم و بگویم: "تو تنها نیستی، ما هم شش سالی می شود یتیم شده ایم".

 

 

 

پ.ن1: عنوان و شعر پست از قیصر جاودان شعر و ادب ایران.

پ.ن2: چیزی به قلبم چنگ می زند که مجال نفس کشیدن نمی دهد.

پ.ن3: برای آرامشش، برای روح بزرگش، برای "آیه" ی جا مانده اش دعا کنید.

/ 53 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پری یا

سمیرا.. کجایی؟ دل تنگیم.[گل]

زهرا_ض

مثل من، میشناسمت .

آفتاب

سلام دوست عزیز.. دوست دارم نظرتون رو بخونم..[گل]

سوگنـــــد

سلام....عزیــزم [ماچ] ممنون ازین همه لطف....[قلب][خجالت] شرمنده بابت نگرانی [خجالت][وحشتناک] ایمیلم :( برو خصوصی بی زحمت )[زبان]

سوگنـــــد

کــ ــنـــــارم هــــستی و اما دلــــم تنــگ مــــیشه هر لحظه خودت میدونــی عـــادت نــیــست فقط دوســت داشتنه محضه کــ ــنـــــارم هــــستی و بــ ــازم بـــهــــونه هامو میگیرم میگم وای چقدر ســــ ـــرده میام دســـتـــاتـــو مــیگــیرم یه وقت تـــنــها نری جایی که از تنهایی میمیرم از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم فقط تو فکر این عـــشـــقم تو فکر بودنه بــــا هم مـــحاله پــیشه من باشی برم سر گرم کاری شم میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم روزهایی که حواسم نیست بگم خیلی دوســـتـــت دارم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری یه جورایی خود آزاری کــ ــنـــــارم هــــستی و انگار همین نزدیکیاست دریا مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف اگه حاله منو داری میفهمی یعنی چی این حرف میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم روزهایی که حواسم نیست بگم خیلی دوســـتـــت دارم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری...[نگران]

سوگنـــــد

در زندگی برای هر آدمی ... از یک روز از یک جا از یک نفر به بعد دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست ! نه روزها نه رنگ ها نه خیابان ها همه چیز می شود : دلتنگی

فاطمه

ای پرسشی که خواستنی تر ز پاسخی با چون تو پرسشی چه نیازیست جواب را؟

زهرا شریفی

سلاااااااااااااااااااااام بنویس بابا دق کردم [گریه]

محبوبه

کجایی تو دختر؟بیا دیگه.. اون دفه که نشد ببینمت؛حداقل یه پست بذار..دلم کلی تنگ شده:)[بغل]

محبوبه

بد ماهی داری میای سمیرا:( ارشد؛پایان ترم..نمیشه سیر ببینمت..تازه اگه بشه ببینمت و مثه این دفه نشه. کاش اسفند م بتونی بیای..آخ اسفند:)