زن ها یکدیگر را " بو " می کِشند...

 

روی میز

همان میزِ کنارِ دیوار

همان که فقط دو تا صندلی دارد

همیشه

فنجان های خالی ات

بوی تنهایی می دادند

وقتی من نبودم؛

خودت می گفتی

اما دیروز

نه لبه ی فنجان سبز روی میز

سرخ بود

نه یک عطر غریبه در هوا

همه چیز پاک شده بود

اما

تو نمیدانستی

" زن ها یکدیگر را بو می کِشند "

 

پ.ن1: آگر قانونی وجود دارد، بهتر است روی کاغذ بیاید، تا شفاف و قابل دفاع باشد!

پ.ن2: نیاز دارم دلتنگ کسی باشم، لطف کن لحظه ای در ذهنم، معصوم بمان!

پ.ن3: یک شاخه گل رز سفید لطفا!!!! 

 

 پیشنهاد فرهنگی : " یک حبه قند " رو از دست ندید، فیلم نیست، خود زندگیه. توو دنیای ماشینی که زندگی کردن و یادمون رفته، رضا میر کریمی زندگی رو برای دو ساعت نشون میده...

/ 7 نظر / 60 بازدید
زهرا_ض

ممنون ک با پ.ن 2 بغض چند ساعتمو شکندی.

مریم توفیقی

زن ها یکدیگر را بو می کشند... چه تعبیر زیبایی. زن ها در تمام دنیا همه بوی تنهایی می دهند سمیرا ...

زهرا_ض

شکوندی البته! وقتی کامنت گذاشتم خیلی حالم بد بود.

فاطمه***محکم

حالا که آمده ای سلام حالا که نمیروی خداحافظ از همه ی شبهایی که با هم گریه کردیم ... [گل] خوشگل بود ...

زهرا_ض

این روزا انقد زندگی خودم فیلم شده حوصله دیدن فیلم ندارم سمیرا.

مریم توفیقی

امروز توی مترو بحث یک حبه قند بود. انقدر ازش تعریف کردن که مشتاق شدم حتما ببینم. خیلی خوبه زندگی رو خود خود زندگی رو سینماگران ما به تصویر بکشن.

دکی جون

خبری ازت نیست.تلفونت رو هم که جواب نمیدی...آبان داره میاد.دوست دارم ببینمت. اوضاع خوبه؟مثل وقتی که آخرین بار دیدمت هست؟[رویا]