تو خودِ آرزوی محالی ...

 

یک خیابان شلوغ

یک عصر پاییزی

تو،

زیر لب غر میزنی:

" ترافیک... ترافیک"

و من

از ته دل آرزو می کنم

هیچ چراغ قرمزی

در این شهرِ لعنتی

سبز نشود...

 

پ.ن1: یکی جلوی این آبانُ بگیره لطفا!

پ.ن2: من پُرم.. خدایا حداقل بین دو نیمه، پانزده دقیقه استراحت بده!

پ.ن3: به دست آوردنت، تنها استثنا در خواستن توانستن است!

 

/ 7 نظر / 59 بازدید
نویسنده کوچولو

سلام.خوبین؟ با مطلبی به نام سمفونی مرگـ به روزم.منتظرتونم!بعدا بیشتر با هم آشنا میشیم. اگه کاری داشتین به یاهووم پی ام بدید. فعلا خدانگهدار

زهرا_ض

تو میدونی این نوشته هات با من چکار میکنه. کسی بود جلوی ابان رو بگیره بگو جلوی دی رو هم بگیره.

پریا

میدانم ..باز هم که بیایی ماندنی نیستی هزار بار ، هزاران هزار بار هم که بیایی ... برای من نمی مانی ... دلت جای دیگریست آخر ...

پریا

میدانم ..باز هم که بیایی ماندنی نیستی هزار بار ، هزاران هزار بار هم که بیایی ... برای من نمی مانی ... دلت جای دیگریست آخر ...

پریا

میدانم ..باز هم که بیایی ماندنی نیستی هزار بار ، هزاران هزار بار هم که بیایی ... برای من نمی مانی ... دلت جای دیگریست آخر ...

زهرا_ض

ایــن روزهـا تمامی مسـیـر ها برای رسیدن من به تو مسدود است انگار دستی انتهای راه ها را گره زده باشد زهرا_ض

دکی جون

روزام بارونو کم دارن و بارونی قرمزم که بپوشمش تا سرخی درونم کمتر به چشم بیاد. سمیرا نمیخوام گرفته ببینمت.خودت میدونی برام سخته.اما دلم واقعا برات تنگ شده.گفتم آبان یه بهانه ی مشترکه واسه حسهای تازه و خوب.اما حالا که خرابی........ دلم یه قهوه می خواد پشت شیشه ی خیس و بارون زده ی کافه فرانسه.یادگرفتم از همه چیز یه حس خوب بسازم اما بارون و کافه فرانسه و قهوه ی تلخ کام آدمو شیرین میکنه.حالا که رو فرم نیستی بهت زنگ نمیزنم اما هروقت حال و حوصله داشتی خوشحال میشم ببینمت. پیشاپیش چهارم مبارک. [قلب] راستی *سمیرا*مهمترین چیزیه که تو زندگی داری گاهی هم حواست بهش باشه. بای بای....